احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

96

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

نمره 235 تلگراف حكومت كرمانشاه بوزارت خارجه 8 ربيع الثانى ( تاريخ مخابره 5 ربيع الثانى 1333 ) . شيخ حسن شيخ الاسلام چند روز است وارد كرمانشاه شده و دو مجلس با بنده ملاقات نموده و مذاكرات جلسه اول را كارگذارى با پست سه شهر جارى بعرض رساند در جلسه ثانى پاكتهاى كماندان حرب عراق و بعضى از علماء خطاب به مخلص بضميمه بعضى فتاوى علماء اعلام كه چند فقره آن را به كارگذارى تقديم نموده است تسليم نموده و خلاصه مندرجات نوشتجات ضديت با شيخ خزعل و همراهى با دولت عثمانى بود چون ضمنا مطالب را به بيانات شيخ حسن واگذار كرده بودند لذا تقرير او را بطور اختصار عرض ميكنم : خلاصه مطلب اينكه در دو موضوع از شما تقاضاى همراهى داريم اولا . در سركوبى شيخ خزعل كه در عالم اسلاميت ضديت كرده ثانيا اجازه بدهيد كه قشون عثمانى بلامعارض از كرمانشاه عبور نمايد در تقاضاى اول گفتم محل خزعل تا كرمانشاه مسافت زيادى دارد و همراهى من در اين موضوع براى شما بهيچوجه مثمرثمر نخواهد بود و اما در تقاضاى ثانى جواب رسمى من بشما اين است كه بگويم چون دولت من بيطرف است منهم بايد بيطرف باشم ولى براى اينكه قبلا شما را با نظريات خود متقاعد كنم مراتب را قدرى با شرح و بسط ميگويم اگر شما از حدود ذهاب قشون وارد كنيد و منهم ساكت بنشينم چون نقض بيطرفى ايران شده انگليسها در حدود فارس و كرمان روسها در تمام حدود شمالى قشون وارد ميكنند خود شما ميدانيد دولت ايران هم آن قوه را كه بتواند جلوگيرى كند ندارد پس بجاى دوستى از طرف شما يك نوع دشمنى با دولت ايران شده است و حال آنكه يقين دارم شما راضى نيستيد و بعلاوه قشون شما در خاك كرمانشاه بواسطه وحشيگيرى عشاير هرج‌ومرج در اين حدود توليد خواهد كرد كه نه شما ميتوانيد از عهده جلوگيرى برآئيد نه من چون نمايندهء شهبندرى هم با مشار اليه همراه بود پس از مذاكرات زياد بالاخره اظهارات بنده را تصديق و وعده دادند كه نظرنات بنده را بوسيله تلگراف رمز به والى بغداد و سفارت كبراى عثمانى اظهار دارند و در خاتمه چون شيخ حسن مشار اليه دعاوى ملكى با كليائى دارد بنا شد كه عرض حال خود را مستقيما بحكومت داده و بدون آنكه داخل اين قبيل مذاكرات بشود پس از تصفيه دعاوى خود به بغداد مراجعت كند مخصوصا به مشار اليه خاطرنشان شد كه خيلى مراقب بوده و حركتى بر خلاف بيطرفى از او ناشى نشود كه حكومت را ناچار نموده عليه او اقدامى خارج از نزاكت نمايد و وعده داد كه ساكت باشد ( امير مفخم ) محمد ابراهيم خان غفارى معاون الدوله تولد 1277 قمرى درگذشت 1336 قمرى نمره 247 تلگراف وزارت خارجه بوزيرمختار ايران مقيم پطروگراد مورخه 12 ربيع الثانى 1333 از قرار اطلاع واصله اوايل ماه گذشته قشون روس غفلة بدهات باقرلو و تپه‌باشى قشلاق شاهسونها هجوم و چند ده را آتش زده قريب پنجاه نفر از اهالى سوخته‌اند ساكنين دهات متفرق و با حالت خيلى سختى هستند مراتب را بسفارت نوشته مطالبه خسارت شد جنابعالى مذاكره و پرتست نموده جدا از اين قبيل اقدامات جلوگيرى و خسارت مجروحين را تواما مطالبه نمائيد « عليقلى » نمره 252 تلگراف كارگذار كرمانشاهان بوزارت امور خارجه 13 ربيع الثانى 1333 كارپردازى خانقين مينويسد پنج روز است يحى الدين و بهاء بيك يوزباش از بغداد باينجا آمده در كنار رود خانقين براى آنها چادر زده‌اند دو نفر درويش ايرانى هم همراه آنها آمده و در همان چادر منزل دارند از قرار مذكور يكى از آن دراويش سالار الدوله است و احدى را نميگذارند داخل چادر شود و نيز ميگويند اسلحه زيادى از بغداد براى آنها حمل شده و ميخواهند با عسكر و رديف خانقين به قوره‌تو نزديك قصر شيرين بفرستند امير حشمت هم ميخواهد با قائمقام به قوره‌تو برود و بطور تحقيق ميخواهند سالار الدوله را با رؤساى عشاير همراه نموده روانه كرمانشاه نمايند و از مذاكرات با امير حشمت چنين استنباط مىشود كه مشار اليه